بخش ۷
ن نصرالله منشی
0
Altın Yaprak
کلیله گفت پادشاه بر اطلاق اهل فضل و مروت را به کمال کرامات مخصوص نگرداند لکن اقبال بر نزدیکان خود فرماید که در خدمت او منازل موروث دارند و به وسایل مقبول متحرم باشند چون شاخ رز که بر درخت نیکوتر و بارورتر نرود و بدانچه نزدیک تر باشد درآویزد
دمنه گفت اصحاب سلطان و اسلاف ایشان همیشه این مراتب منظور نداشته اند بل که به تدریج و ترتیب و جد و جهد آن درجات یافته اند و من همان می جویم و از آن جهت می کوشم
نسبت از خویش کنم چو گهر
نه چو خاکسترم کز آتش زاد
و هرکه درگاه ملوک را ملازم گردد و از تحمل رنج های صعب و تجرع شربت های بدگوار تجنب ننماید و تیزی آتش خشم به صفای آب حلم بنشاند و شیطان هوا را به افسون خرد در شیشه کند و حرص فریبنده را بر عقل رهنمای استیلا ندهد و بنای کارها بر کوتاه دستی و رای راست نهد و حوادث را به رفق و مدارا تلقی نماید مراد هر آینه در لباس هرچه نیکوتر او را استقبال کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş