شمارهٔ ۱۱۵
م مشتاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
گفتی او راست وفاپیشه بلی گر می بود
اندکی ایدل ازین حال تو بهتر می بود
با من اکنون که بمهر است مرا حال این است
وه چه میکردم اگر یار ستمگر می بود
گفتی ار چاره هجران طلبی باش صبور
چاره صبر است بلی کاش میسر می بود
چاره هجر که آنهم نکند می کردم
غیر مردن اگرم چاره دیگر می بود
میگذشت آه چه بر جان خلایق مشتاق
روز حشر ار به شب هجر برابر می بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş