شمارهٔ ۱۲۷
م مشتاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
نیم غمین که به گردون مرا فغان نرسد
اگر به بار رسد گو به آسمان نرسد
چه پرورش دهم آن نخل را درین گلشن
که چون رسد ثمر او به باغبان نرسد
چرا کشم چو نه آهم رسد ز ضعف بر او
که از کمان جهد این تیر و بر نشان نرسد
بده به رنج ره عشق تن کجا مشتاق
رسد به منزل جانانه تا به جان نرسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş