شمارهٔ ۹۶
م مشتاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
عالم خراب از نگه می پرست تست
زآن می فغان که در قدح چشم مست تست
سررشته تپیدن دل نیست در کفم
چون نبض اضطراب و سکونم به دست تست
من با تو همچو شاخ درختم یکی به دار
دست از شکستنم که شکستم شکست تست
من در خمار حسرت یک بوسه و مدام
لب جام باده را به لب می پرست تست
مشتاق از آن چه شکوه که در کوی او شدی
با خاک اگر برابر از اقبال پست تست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş