شمارهٔ ۵ - تاریخ دو طفل توام
م مشتاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
تعالی الله از این دو طفل توام
که یکجانند گویی در دو قالب
یکی را لاله سان پیمان حسن
بود از باده گلگون لبالب
یکی از پرتو رخسار تابان
جهان را همچو ماه چهارده شب
یکی بر گردن جان بیدلان را
کمندافکن شده از چین عنغب
یکی تنگ شکر کرده دهان را
ز شیرین خندهای گوشه لب
زرشک چهره این مهر درتاب
ز تاب عارض آن ماه در تب
چو گشتند این مه طالع کرینسان
همه کار جهان شد عین مطلب
رقم زد از پی تاریخ مشتاق
شده طالع ز یک مشرق دو کوکب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş