شمارهٔ ۱۶۹
س سیدای نسفی
0
Altın Yaprak
به جستجوی تو بیرون شد از چمن گل سرخ
در آرزوی تو گردید بی وطن گل سرخ
گدای کوی تو را از جبین دهد گل زرد
شهید تیغ تو را روید از کفن گل سرخ
به کوچه باغ دل داغدار من گذری
به پابوس تو ریزم چمن چمن گل سرخ
ندیده شوخی چشم تو را گل نرگس
نبرده بویی از آن غنچه دهن گل سرخ
به سیر باغ تو تا رفته یی گریبان چاک
ز جوش حسن نگنجد به پیرهن گل سرخ
به گلشنی که تصور کنم جمال تو را
گل سفید نماید به چشم من گل سرخ
سواد خط تو دارد بنفشه در آغوش
بهار زلف تو را زیر هر شکن گل سرخ
چو گردباد دمد از مزار مجنون بید
چو لاله سر زند از خاک کوهکن گل سرخ
ز غنچه دهن نافه بوی خون آید
چریده است مگر آهوی ختن گل سرخ
ملامتی به جوانان پارسا نرسد
شکفته رویی نشیند در انجمن گل سرخ
شدست ماه رخش سیدا می شفقی
نموده شوخی حسنش ز نسترن گل سرخ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş