شمارهٔ ۷۳
س سیدای نسفی
0
Altın Yaprak
یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
دردمندم مرحمت فرما شفایی ده مرا
بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم
پیر صاحبدل کن و پشت دوتایی ده مرا
ناتوانم همچو باد صبح صرصر می رود
از نهال گلشن صحبت عصایی ده مرا
تندرستی کرده است از چشم زار من وداع
از لباس عافیت یارب قبایی ده مرا
غنچه خسبم با لب پرخنده برخیزم ز جا
همچو گل از سینه باغ دلگشایی ده مرا
لطف کن بر ناله ام تأثیر ای صاحب کرم
بر اجابت مقترن دست دعایی ده مرا
بر قبای خود نگنجد غنچه از فیض نسیم
تا ببالد پیکرم بر خود هوایی ده مرا
تا به خاک آستان دوستانت رو نهم
ای دلیل رهنمایان رهنمایی ده مرا
عمر خود را صرف بر حمدت کنم چون سیدا
بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş