شمارهٔ ۷۹
ن نظیری نیشابوری
0
Altın Yaprak
این نخل که از چشمه جان رسته که کشته ست
وین خط که دهد یاد ز معجز که نوشته ست
ما فتنه ز مشاطه حسنیم نه از عشق
زنار مغان رشته خط و زلف که رشته ست
جز از اثر دهشت ما وحشت ما نیست
با پرده بگو پرده ز رخسار که هشته ست
زین لخت دل و پاره جان چاشنیی گیر
بر گریه تلخ و نمک خنده برشته ست
ذوق غمم از طینت خاکی نرود هیچ
هرچند به شادی گل آدم نسرشته ست
گو روی تو نظاره کن و خوی تو بنگر
گوید کس اگر آدمیی را که فرشته ست
سرتاسر صحرای رخت لاله و نسرین
صد رنگ دگر گل که ندانند که کشته ست
گل جامه ز بر بس سبک از نازکی انداخت
عریانی گلزار ز کوتاهی رشته ست
در حیرتم از ترک و فنای تو نظیری
کس غیر اجل فرش امل درننوشته ست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş