شمارهٔ ۱۳۰
ن نشاط اصفهانی
0
Altın Yaprak
هر کرا بر سر آن کو گذری می باید
از دل گمشده ام راهبری می باید
از توام نیست گریزی که به هر سو گذرم
بر سر کوی تو زان ره گذری می باید
گشت منظور تو آن کز نظر خلق فتاد
بر من ای خسرو خوبان نظری می باید
در خم زلف مپوشان رخ و بردار نقاب
صبح را شامی و شب را سحری می باید
نعمت خواجه عمیم است و خداوند کریم
بنده را لیک به خدمت هنری می باید
خجلت ماست فزون هر نفس از رحمت شاه
بهر این قصه زبان دگری می باید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş