بخش ۲۱ - گفتار والیس
ن نظامی گنجوی
0
Altın Yaprak
چنین راند والیس دانا سخن
که نوباد شه در جهان کهن
به تعلیم دانش تنومند باد
به دانش پژوهی برومند باد
چو فرمود سالار گردنکشان
که هر کس دهد ز آنچه دارد نشان
چنین گشت بر من به دانش درست
که جز آب جوهر نبود از نخست
ز جنبش نمودن به جایی رسید
کزو آتشی در تخلخل دمید
چو آتش برون راند برق از بخار
هوا یی فرو ماند از او آبدار
تکاشف گرفت آب از آهستگی
زمین سازور گشت از آن بستگی
چو هر جوهر خاص جایی گرفت
جهان از طبیعت نوا یی گرفت
ز لطفی که سر جوش آن جمله بود
گره بست گردون و جنبش نمود
نیوشاگر این را نخواهد شنید
کز آبی چنین پیکر آمد پدید
نمودار نطفه بر راستان
دلیلی ست قطعی بر این داستان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş