شمارهٔ ۵۳۱
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
کسانی که ما را ندانسته اند
زبان ها به ما درکشانسته اند
دورویی حوالت به ما می کنند
عداوت بدان جا رسانسته اند
ندانسته ای آنکه مردان حق
تصرف در اکوان توانسته اند
ز هر دو جهان سوزناکان عشق
دل و جان خود را رهانسته اند
چه گویی در ایشان که رخش جهاد
به کون و مکان در جهانسته اند
نیارست مجنون به خویش آمدن
مرا هم ز من واستانسته اند
عفاریت اگر آدمی صورتند
حقیقت به مردم نمانسته اند
بگو بال منکر برون آورند
خیالی که در سر نشانسته اند
نزاری به مقصد کسانی رسند
که مقصود خود را ندانسته اند
منه بر عنان گروهی عنان
که بیهوده مرکب دوانسته اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş