شمارهٔ ۹۲۶
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
یار با ما هر چه گوید آن کنیم
هر چه فرماید به جان فرمان کنیم
عقل و نفس و جان و جسم و دین و دل
بر هوای کیش او قربان کنیم
خویش را در کشتی نوح افکنیم
خویشتن را ایمن از طوفان کنیم
از مراد خویش بیرون آمدن
گرچه دشوارست ما آسان کنیم
گاه صور حسن جانان دردمیم
گاه بر نامحرمان تاوان کنیم
در جواب سایلان چون عاجزیم
هم به خاموشی بیان آن کنیم
چون یک اندازان خدنگی بفکنیم
پس چو استادان کمان پنهان کنیم
بر نمی آید به سعی و جهد ما
چاره ای کاین درد را درمان کنیم
منتی نتوان نهادن گر هزار
جان شیرین در سر جانان کنیم
گر میسر نیست کز اسرار حق
پیش هر کس شمه ای برهان کنیم
چون نزاری گفت باید در جواب
من نمی دانم همین میزان کنیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş