شمارهٔ ۱۶۱
ن نورعلیشاه
0
Altın Yaprak
چرا باشم دلا ناکام امروز
که مهرم رخ نمود از بام امروز
فشاندم بس ز دیده دانه اشک
همایی آمدم در دام امروز
دلم آرام از آن دارد که دارد
دلا رامم بدل آرام امروز
نگاه او که وحشی غزالیست
بصحرای دلم شد رام امروز
بیاد گلرخی بر طرف گلشن
بنوشم باده گل فام امروز
بیا ساقی بیارا بزم هستی
که رستم از غم ایام امروز
بیاور راح روح افزا که نبود
امید زندگی تا شام امروز
چه میجویی نشان و نام از من
مجو از من نشان و نام امروز
بجز نور علی برمسند جم
کرا بر دست باشد جام امروز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş