شمارهٔ ۲۹۰
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
چون گوی دلم نزد تو دلجوی افتاد
در چاه زنخدان تو بدخوی افتاد
آن نیست عجب که گوی در چاه افتد
این است عجب که چاه در گوی افتاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş