شمارهٔ ۳۴
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
عمری به غلط سوخته خرمن بودم
در دوستی ات به کام دشمن بودم
چون چشم من از خاک درت روشن شد
دیدم به یقین حجاب من من بودم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş