شمارهٔ ۴۳
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
انعام تو عام است و دلم بی بهر است
تریاک کزو هلاک خیزد زهر است
تو لقمه باز در دم صعوه نهی
وآنگه گویی فرو بر آخر قهر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş