شمارهٔ ۴۳
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
روز رخ تو کسوت شب می دارد
شب جانب روز تو عجب می دارد
گر زانک نه دود دل من شد خط تو
پا بر سر آتش چه سبب می دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş