شمارهٔ ۵۳
ا اوحدالدین کرمانی
0
Altın Yaprak
نی بر سر آب و جویها می روید
واندر طلب عشق خدا می پوید
نی زن چو زعشق یک دم او را بدمد
بنگر که چگونه سرها می گوید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş