نیلوفر
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیده ام
شاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیده ام
گرچه خاموشم ولی آهم به گردون می رود
دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام
می دهم مستی به دل ها گرچه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام
جای دل در سینه ی صد پاره دارم آتشی
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
نازک اندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر به شاخ نسترن پیچیده ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş