وعدهٔ خلاف
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
ندانم کان مه نامهربان یادم کند یا نه
فریب انگیز من با وعده ای شادم کند یا نه
خرابم آنچنان کز باده هم تسکین نمی یابم
لب گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه
صبا از من پیامی ده به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است آزادم کند یا نه
من از یاد عزیزان یک نفس غافل نیم اما
نمی دانم که بعد از این کسی یادم کند یا نه
رهی از ناله ام خون می چکد اما نمی دانم
که آن بیدادگر گوشی به فریادم کند یا نه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş