شمارهٔ ۳۲ - لاله خونین (افشاری)
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
ای آتشین لاله ای آتشین لاله چون روی یاری
بر آن دل خونین داغ که داری داغ که داری
ساغر بود پر می ساغر بود پر می در روزگارت
یا بی نوا چون من در روزگاری در روزگاری
بخت اگر به کام تو بود از چه خون به جام تو بود به نوبهاران
خنده گر گناه تو بود داغ دل گواه تو بود به عشق یاران
دل تو خونین لب تو خندان دلداده یا دلبری
ز روی لیلی ز قلب مجنون خندان و خونین تری
من هم از شراب محبت چون تو جرعه نوشم
جان و دل در آتش ولیکن لاله سان خموشم
دارم دلی خونین دارم دلی خونین بی لاله رویی
افتاده چون اشکم در خاک کویی در خاک کویی
جویی ز خون رانم جویی ز خون رانم از دیده بی او
چون لاله ای بینم بر طرف جویی بر طرف جویی
خیزد از جگر ناله من دور از آتشین لاله من به نوبهاران
دور از آن مه غنچه دهن روز و شب بود دیده من ستاره باران
فتادم از پا به ناتوانی چون سایه در کوی او
صبا پیامی به مهربانی از من ببر سوی او
کاتشین عذار تو ای گل برده صبر و هوشم
جان و دل در آتش ولیکن لاله سان خموشم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş