شمارهٔ ۳۴ - نغمه نوروزی
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
گل من بستان گشته رویت
چمن از گل شد چون سر کویت
بلبل از مستی
هر نفس نغمه ای سر کند
لاله آراید چهر زیبا را
سبزه درگیرد روی صحرا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
با مینای می آماده کن نی را
هان مطرب بزن ساقی بده می را
کز بلبل آید نغمه نوروزی
پر کن قدح از شادی پیروزی
دلدادگان را ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر بوسی به ما ده
نوگلی پیدا در بهاران کن
روی و مویش را بوسه باران کن
هر دم از شادی خنده زن باده خور پای گل
لاله گر خواهی آتشین رویش
سنبل ار جویی تار گیسویش
گل اگر باید چهره او نگر جای گل
شد فصل گل و من دور از آن ماهم
ای سرو روان وصلت به جان خواهم
بازآ که چون گل در کنارم باشی
در نوبهاران نوبهارم باشی
دلدادگان را ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر بوسی به ما ده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş