شمارهٔ ۳۶
ا ادیب صابر
0
Altın Yaprak
بلبل رسید نغمه بلبل رها مکن
گلبن شکفت جز همه بر گل ثنا مکن
از روی دوست دیده خود را تهی مدار
وز دست خویش دسته گل را جدا مکن
گر عهد کرده ای که نگیری قدح به دست
آن عهد را چو عهد گل آمد وفا مکن
روز می است ساغر می را ز کف منه
وقت گل است صحبت گل را رها مکن
ای ساقی از شراب گران گر فغان کنیم
در ده چنانکه خواهی و فرمان ما مکن
ای زاهد ار دعا پی توبت همی کنی
ما را به وقت بلبل و گل این دعا مکن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş