شمارهٔ ۹
ا ادیب صابر
0
Altın Yaprak
نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتاب
چه کنم صبر کنم تا به مدارا برسد
وعده بوسه ز امروز به فردا فکنی
وای من گر نرسد بوسه و فردا برسد
بوسه ای را لبت از من به دلی قانع نیست
قصد جان کرد به مقصد برسد یا نرسد
این چنین عشق که من دارم از آن لب که تو راست
هیچ شک نیست که این کار بدانجا نرسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş