شمارهٔ ۲۷۳
س سعیدا
0
Altın Yaprak
تا چون نیم به لب لب جانان نمی رسد
آوازه ای به گوش من از جان نمی رسد
باری است اوفتاده حمایل به گردنم
این دست تا به دامن خوبان نمی رسد
هم صحبتان پخته طلب کن که چون کباب
جز سوختن ز صحبت خامان نمی رسد
ما را چه احتیاج به دارالشفای دل
دردی است درد ما که به درمان نمی رسد
از دست کوتهی است سعیدا اشارتی
تا دامنی که چاک گریبان نمی رسد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş