شمارهٔ ۱۲۳
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
تا سحر امشب شراب ناب می باید گرفت
خون بهای شمع از مهتاب می باید گرفت
عمر صرف باده کردی روی در میخانه کن
هرچه آبش برده در گرداب می باید گرفت
تا دم کشتن مکن در عشق ترک اضطراب
این روش را یاد از سیماب می باید گرفت
نوحه بر خود می کند همچون صنوبر نخل موم
در گلستانی کز آتش آب می باید گرفت
سعی در تحصیل می کن زان که از دوران سلیم
نان گرفتن سهل باشد آب می باید گرفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş