شمارهٔ ۱۷۱
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
ای گل شکفته شو که به جا می فرستمت
یعنی به یار سست وفا می فرستمت
قاصد بگیر نامه و دست مرا ببوس
آگاه نیستی که کجا می فرستمت
بگذار تا تمام شود نامه ای صبا
بی طاقتی مکن به خدا می فرستمت
قاصد ز رشک سایه خود را نمی برد
ای گریه صبر کن ز قفا می فرستمت
بی پیشه خوب نیست کسی در جهان سلیم
سوی چمن به کسب هوا می فرستمت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş