شمارهٔ ۲۲
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
هر که از فرقه ما نیست لییم است اینجا
کوی عشق است که محتاج کریم است اینجا
محتسب را به مقیمان حرم دستی نیست
می دلیرانه بنوشید چه بیم است اینجا
چاره ی درد کسی نیست که ساقی نکند
مژده ده خسته دلان را که حکیم است اینجا
کفر و دین را نتوان پی به حقیقت بردن
هر که بینی دلش از فکر دونیم است اینجا
بر جهان عیب خود از عرض هنر فاش مکن
ید بیضا برص دست کلیم است اینجا
قصد پای خم می کرد فلک پیر مغان
گفت اینجا منشین جای سلیم است اینجا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş