شمارهٔ ۲۳
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
نمی کشد به چمن طبع پرغرور مرا
شراب می کشد آنجا گهی به زور مرا
بگیر خاتم جم می فروش از دستم
شده ست یک دوسه پیمانه می ضرور مرا
ز حال مجلسیان باخبر نیم اما
کباب بی نمک است و شراب شور مرا
چو دل بجاست اگر سر رود چه غم دارم
گل کدو بود این ساغر بلور مرا
سلیم از اثر پرتو محبت اوست
که همچو صبح نفس دم زند ز نور مرا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş