شمارهٔ ۲۶
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را
به زهر چشم عتاب تو کشته آتش را
ز باد آتش اگرچه همیشه زنده شود
نسیم طرف نقاب تو کشته آتش را
به خون گرم گر آلوده است نیست عجب
به تیغ موجب شراب تو کشته آتش را
به سوختن بردم عشق خوش تماشایی ست
به جرم این که کباب تو کشته آتش را
مجال لاف زبان آوری به شعله نداد
سلیم طبع چو آب تو کشته آتش را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş