شمارهٔ ۳۵۵
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
شد باغ از بهار سفید و سیاه و سرخ
مرغان شاخسار سفید و سیاه و سرخ
دارم ز گریه در ره شوق تو دیده ای
چون ابر نوبهار سفید و سیاه و سرخ
صد رنگ موج جلوه درین بحر می کند
چون نقش پشت مار سفید و سیاه و سرخ
گردیده داغ کهنه و نو جمع در دلم
همچون زر قمار سفید و سیاه و سرخ
هر گه سلیم جام ز دشمن گرفت یار
گشتم هزار بار سفید و سیاه و سرخ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş