شمارهٔ ۴۱۴
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
کسی کز عاشقی دم زد چه باک از دشمنی دارد
که مور این بیابان دعوی شیرافکنی دارد
به اهل عشق آفت می رسد از دور او دایم
فلک چون آسیا با سینه چاکان دشمنی دارد
کرم صد عیب اگر باشد کسی را باز می پوشد
ز همت ابر نیسان پرده ی تر دامنی دارد
غلط انداز شو در عاشقی تحصیل این معنی
ز قمری کن که در گلشن لباس گلخنی دارد
توانگر آشنای عشق چون شد دشمن خویش است
حذر ز آتش به آن را کو لباس روغنی دارد
خدا از نیش آن شاعر عزیزان را نگه دارد
که بر اندام او هر مو تخلص سوزنی دارد
حریم خلوت ما شب سلیم از شمع مستغنی ست
که آب خانه مستان چو آتش روشنی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş