شمارهٔ ۵۳
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
آیینه کجا دیده ست رخسار چو ماهش را
با سرمه چه آمیزش مژگان سیاهش را
گاهی نظری از لطف می کرد به سوی من
بخت سیهم رم داد آهوی نگاهش را
ای مور به این اندام سرخیل سلیمانی
دیگر چه ازو خواهی بردار کلاهش را
سنجیده کسی بیند گر جانب این گلشن
برقی به کمین باشد هر برگ گیاهش را
از چشم سلیم ای غیر پیدا صف مژگان نیست
برداشته با دیده خار و خس راهش را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş