شمارهٔ ۶۰
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
نشد درست به هندوستان شکسته ما
نماز بود در او کار دست بسته ما
جدا شدیم ز هم صحبتان خوش آن روزی
که بود دسته گل را حسد به دسته ما
به خانه نیست که بتوان نمودنش به طبیب
درون سینه بود همچو میوه خسته ما
فغان که از پی ساغر کشیدن یاران
بساط سبزه بود شیشه شکسته ما
سلیم کاسه چوبین به سوی میکده بر
که تحفه است در آنجا شکسته بسته ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş