شمارهٔ ۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
به صورت تو بتی کمتر آفریده خدا
ترا کشیده و دست از قلم کشیده خدا
چو کرده نقش تو بر صفحه وجود رقم
صد آفرین ز زبان قلم شنیده خدا
متاب روی ز همصحبتان که تنهایی
لطیفه ای ست که از بهر خود گزیده خدا
زمانه کیست که منصور را به دار کشد
به این وسیله به سوی خودش کشیده خدا
مرا چه کار به بال هماست پندارم
چو مرغ عیسی او را نیافریده خدا
لباس فقر برازنده ی من است سلیم
که جامه ای ست که بر قد من بریده خدا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş