شمارهٔ ۷۴۰
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
کدام سر که نشد خاک آستانه عشق
علاج باد غرور است رازیانه عشق
متاع صبر و خرد را به جای دیگر بر
که نیست غیر زر قلب در خزانه عشق
چو کاغذی که درآید ز مد مشق به موج
تنم سیاه شد از نقش تازیانه عشق
به موج فتنه چو سیلاب خانه ما را
خراب کرد که بادا خراب خانه عشق
چو فاسقی که بپوشد لباس اهل صلاح
به روزگار تو دارد هوس نشانه عشق
حدیث درد دل ما به گوش کس مرساد
که خواب می برد از دیده ها فسانه عشق
پس از وفات دلم را سلیم آفت نیست
به خاک مور بود پاسبان دانه عشق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş