بخش ۳۰ - جواب
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
اناالحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید اناالحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دایم
بدین معنی همی باشند قایم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
وإن من شي را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبه کاری
تو هم حلاج وار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای واحد القهار بنیوش
ندا می آید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت انی انا الله
روا باشد اناالحق از درختی
چرا نبود روا از نیک بختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انانیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş