بخش ۹ - التمثیل
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
آن نبینی که پرتو خورشید
چون کند میوۀ سیاه سپید
امر در دل همین اثر دارد
قوتی را به فعل میآرد
در ارادت نهفته بود احوال
تا رسد هر کسی به حد کمال
امر وارد شد آزمایش را
آن نکوهش مر این ستایش را
سرها جمله آشکارا شد
کارهای نهفته پیدا شد
آنکه جان و تن ترا پرورد
امر بود و ارادت ای سره مرد
هرکه زین هر دو پروریده شود
دان که او نفس آرمیده شود
سایه پرورد سرخ رو نبود
روی صحرانشین نکو نبود
هرکه بنشست گشت سرخ و سفید
گاه در سایه گاه در خورشید
امر بگذار و در ارادت پیچ
چیست بیرون از این دو دولت هیچ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş