بخش ۶ - حقیقة الحقایق
ش شیخ محمود شبستری
0
Altın Yaprak
ای که اندر حجاب ماندستی
آیت نور را نخواندستی
از طلب حاضر تو غایب شد
رای صایب همه مصایب شد
حاضری کز طلب شود پنهان
دیدن او به سعی و جد نتوان
هرزه هر ساعتی ز بیکاری
دیدۀ دل به خار میخاری
سدت اندر ره خدا دانی
دانش دانش است تا دانی
دانش حق ذوات را فطری است
دانش دانش است کان فکری است
در ازل از چه کردی استدلال
که بلی گفته ای جواب سؤال
دور کردی تو مرد کارافزای
خویش را از جناب و جنب خدای
وه که چون در رسی به سر نهفت
چند واحسرتات باید گفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş