غزل شمارهٔ ۱۸۰
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
چشم ما روشن به نور الله ماست
همچو نور روی نور الله ماست
هست نور الله را خیری دگر
پادشاهست او و این و آن گداست
جز وصال او نمی خواهم دگر
غیر عشق او دگر باد صبا است
از برای عمر جاویدان او
دایما ورد زبان ما دعاست
هر که بد گوید ورا نیکش مباد
بر صوابست او و بر دیگر خطاست
آفتاب ار نور رویش روشنست
مه ز عکس روی خوبش با صفاست
باشد او سر خلیل الله من
لاجرم سر حلقه هر دو سراست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş