غزل شمارهٔ ۳۷۰
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
چو میخانه سرایی هیچ جانیست
مقامی همچو صحن آن سرا نیست
به هر سو آب چشم ما روان است
در این دریا به جز ما آشنا نیست
اگر تو طالب عشقی مرا هست
وگر تو عقل می جویی مرا نیست
نوای ما نوای بی نوایی است
نوایی چون نوای بینوا نیست
مرو با زاهد رعنا در این راه
که ایشان را در این ره پا به جانیست
کسی کو گنج عشق یار دارد
به نزد عاشقان حق گدا نیست
خیال روی سید نور چشم است
دمی از دیده مردم جدا نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş