غزل شمارهٔ ۳۸
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
هرچه می گویند می گوییم ما
آنچه می جویند می جوییم ما
ما به بوی زلف سنبل بوی او
مو به مو زلف بتان بوییم ما
جام می آب حیاتی خوش بود
خرقه خود را به آن شوییم ما
ما و او با هم یگانه گشته ایم
بی دوییم و ما و تو اوییم ما
عین دریاییم و دریا عین ما
عین ما از عین ما جوییم ما
نیست ما را ابتدا و انتها
تا ابد خود را به خود پوییم ما
سیدم آیینه گیتی نماست
ما چنین آیینه یک روییم ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş