غزل شمارهٔ ۵۴۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
سلطان سراپرده میخانه کجا شد
از مجلس رندان خرابات کجا شد
معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت
پنهان ز نظر گشت نگویی که فنا شد
هر رند که در کوی خرابات درآمد
از دار فنا آمد و با دار بقا شد
ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم
سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد
سلطان سراپرده میخانه عالم
از ذوق گدایان خرابات گدا شد
صوفی به صفا دردی دردش چو بنوشد
این درد بود صافی و آن درد دوا شد
یاری که چو ما بندگی سید ما کرد
هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş