غزل شمارهٔ ۵۶۵
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
همه عالم خیال او باشد
در خیال آن جمال او باشد
هر خیالی که نقش می بندم
نظرم بر کمال او باشد
در همه آینه چو می نگرم
صورت بی مثال او باشد
جنت هر کسی سزای ویست
جنت ما وصال او باشد
مالک لم یزل خداوند است
ابدا لایزال او باشد
همه را رو به اوست از همه رو
همه را خود مأل او باشد
کفر و ایمان به نزد اهل دلان
از جمال و جلال او باشد
موج و بحر و حباب ما بنگر
همه آب زلال او باشد
گفته سیدم به جان بشنو
زانکه سحر حلال او باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş