غزل شمارهٔ ۶۹۷
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
چشمت به تو نور خوش نماید
گوش تو در سخن گشاید
در گلشن ما زبان بلبل
هر لحظه تو را همی سراید
دست تو بیان کند یدالله
گر زانکه یدش به دستت آید
پایی که به قدرتش بپایست
بی قدرت او به پا نپاید
بی جود وجود سید ما
خود بود وجود ما نشاید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş