غزل شمارهٔ ۷۴۲
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
اهل نظران دیده به روی تو گشایند
حسن تو در آیینه یکتا بنمایند
خورشید جمال تو نموده است به ما روی
آنها که طلبکار لقایند کجایند
در آینه حسن تو نمایند خدا را
صاحبنظرانی که منور به خدایند
رندان سراپرده میخانه در این دور
شاید که به پابوس تو هر دم به سر آیند
بی دردی دردت نتوان یافت دوایی
دلها همه زان خسته این درد و دوایند
ای عقل برو از در میخانه که رندان
مستند و به امثال تو این در نگشایند
هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید
سریست که مستان همه آن بیت سرایند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş