غزل شمارهٔ ۸۰۹
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
عشق جان عاشقان است ای پسر
عشق جانان جان جان است ای پسر
چشم عالم روشن است از نور او
گرچه از مردم نهان است ای پسر
ما نشان در بی نشانی یافتیم
این نشان بی نشان است ای پسر
هر که بینی دامن او را بگیر
حضرت او جو که آن است ای پسر
بر در میخانه مست افتاده ایم
جای ما کوی مغان است ای پسر
او یکی و آینه دارد هزار
در همه بر ما عیان است ای پسر
نعمت الله در دریای دل است
در سخن گوهرفشان است ای پسر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş