قطعهٔ شمارهٔ ۹۵
ش شاه نعمتالله ولی
0
Altın Yaprak
در خرابات رند و سرمستم
عاشقانه مدام می یابم
خم می گیر و بر سر من ریز
کیسه زر بریز در پایم
از خدا خوش فراغتی خواهم
تا زمانی از او بیاسایم
غیر او در نظر نمی آید
چون به نور خدای بنمایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş