شمارهٔ ۸۰۲
ا اسیر شهرستانی
0
Altın Yaprak
بهانه را پر پرواز می توان کردن
به وضع هر دو جهان ناز می توان کردن
گل سحاب هوا را به دام سبزه کشید
شکار طالع ناساز می توان کردن
اگر نوازش ما ناز بر نمی تابد
نظاره غلط انداز می توان کردن
کلید ناله مستانه بی گشادی نیست
دری به روی دلی باز می توان کردن
غبار نیستیم در کمین ایمایی است
هنوزم از عدم آواز می توان کردن
کدام بلبل خوش نغمه را سرایم اسیر
طواف گلشن شیراز می توان کردن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş