قند لعل
ش شاطر عباس صبوحی
0
Altın Yaprak
ره دل را بتا زان شوخ چشم مست رهزن زن
به عیاری زلفت خویش را غافل به مخزن زن
نقاب پرنیان را برفکن از چهر آذرگون
شرر از چشمه خورشیدوش بر مرد و بر زن زن
رقیب بوالهوس در بزم از روزن نظر دارد
کمان ابرو خدنگی بر دو چشمانش ز روزن زن
اگر خواهی نما شیرین مذاق عاشقانت را
ز قند لعل خود کام صبوحی را یک ارزن زن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş